ارزاق

کلمه‌ی «ارزاق» در زبان فارسی به معنای روزی‌ها، مواد خوراکی، آذوقه و مایحتاج اساسی زندگی است و معمولاً به مجموعه‌ای از کالاهای ضروری اشاره دارد که برای تأمین معاش افراد یا یک جامعه مورد استفاده قرار می‌گیرند. این واژه در متون اقتصادی، اجتماعی و حتی مذهبی به‌کار می‌رود و بیانگر موادی است که استمرار زندگی و سلامت انسان‌ها به آن‌ها وابسته است، مانند نان، غلات، روغن، حبوبات و سایر اقلام مصرفی پایه. در کاربردهای اداری و تاریخی، «ارزاق» معمولاً به کالاهایی گفته می‌شود که دولت، نهادها یا سازمان‌ها برای مصرف عمومی فراهم می‌کردند یا در شرایط خاص مانند جنگ، قحطی یا بحران، توزیع آن‌ها نقش تعیین‌کننده‌ای در ثبات اجتماعی داشت. این اصطلاح هم‌چنین بیانگر نوعی وابستگی اقتصادی و معیشتی است، زیرا کمبود یا وفور ارزاق می‌تواند بر امنیت غذایی و آرامش عمومی اثر بگذارد و بازتابی از وضعیت اقتصادی و مدیریتی یک جامعه باشد. در متون دینی، «ارزاق» علاوه بر معنای مادی، گاهی دلالت بر روزی مقدر الهی دارد و نشان‌دهنده باور به اینکه فراهم‌شدن مایحتاج انسان‌ها با اراده و حکمت الهی پیوند دارد. از نظر معنایی، این کلمه با واژه‌هایی چون آذوقه، روزی، مایحتاج زندگی و مواد مصرفی هم‌خانواده است و همواره نقش بنیادین در تداوم حیات افراد و جوامع دارد. 

لغت نامه دهخدا

ارزاق. [ اَ ] ( ع اِ ) ج ِ رِزق. روزیها.
- ارزاق الجند؛ روزی لشکر. ( مهذب الاسماء ). رزق و مرسوم لشکر. ( منتهی الأرب ). جیره. اجری.

فرهنگ معین

( اَ ) [ ع. ] ( اِ. ) جِ رزق، روزی ها، خواروبار.

فرهنگ عمید

= رزق

فرهنگ فارسی

روزیها، خواربار، جمع رزق
جمع: رزق. ۱ - روزیها خوارو بار. ۲ - جیره جیر. سپاهیان. یا ادار. ارزاق. ادار. خوار و بار سازمان تهیه و پخش ارزاق و خوارو بار.

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] ارزاق چیزهایی که از جانب خداوند بوده و منفعتی دنیوی یا اخروی برای صاحبش به دنبال داشته باشد.
ارزاق جمع رزق، اسم مصدر و به معنای چیزی است که از آن نفعی حاصل می شود. همچنین به معنای عطا است و به معنای مرزوق به کار می رود.
معنای رزق در کلام
در اصطلاح کلامی، رزق به معنای چیزی است که دارای منفعتی دنیوی یا اخروی برای صاحبش باشد، با این شرط که دیگری نتواند مانع آن شود.
نسبت میان رزق و ملک عموم و خصوص من وجه است. مال حلالی که انسان کسب و استفاده می کند هم ملک اوست و هم رزق وی. همه اشیا ملک خداوند است، ولی رزق او نیست، و گیاه رزق حیوان است و ملک او نمی باشد.
برخی از متکلمان مانع نشدن غیر را در تعریف رزق لازم ندانسته اند. و برخی رزق را صرفاً در حد آنچه به عبد می رسد و بدان تغذی می کند شمرده اند.
معنای معروف رزق
در مجموع، رزق معنای معروفی دارد و از موارد استعمالش، معنای عطا و بخشش به دست می آید. در نظر ابتدایی رزق تنها به خوردنی ها اطلاق می شد، سپس معنای آن توسعه یافته و تمام آنچه به آدمی می رسد و از آن منتفع می گرددـ چون مال و جاه و فامیل و علم و امثال آن ـ دربر گرفته است؛ پس تمام خیراتی که خداوند به مخلوقات خود افاضه می کند، منطبق بر معنای رزق خواهد بود، زیرا رزق عطایی است که مورد استفاده مرزوق باشد.
دیدگاه های متفاوت در مورد رزق حرام
...

ویکی واژه

جِ رزق؛ روزی‌ها، خواروبار.

جمله سازی با ارزاق

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 وجود و بود او نُه چنبر افلاک را مرکز نوال جود او در قسمت ارزاق مقسم شد

💡 نزول رحمت خلاق را دلش جبریل قبول قسمت ارزاق را کفش میکال

💡 شد آسمان کفیل به ارزاق خلق از آنک بگرفته زیر ابر عطایت همیشه کاس

💡 کف او ز رازق به ارزاق خلق کند هر زمانی ضمانی دگر

جنده یعنی چه؟
جنده یعنی چه؟
مهوا یعنی چه؟
مهوا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز