ارثی

لغت نامه دهخدا

ارثی. [ اِ ] ( ص نسبی ) منسوب به ارث. موروثی.
ارثی. [ اَ ثا ] ( ع ص ) مردی که استواری و اِحکام کار را نتواند. ( منتهی الارب ).

فرهنگ فارسی

( صفت ) منسوب به ارث موروثی.
مردی که استواری و احکام کار را نتواند

جمله سازی با ارثی

💡 وقتی زمان آن رسید که پدرشان وارثی شایسته برای ثروت خانوادگی انتخاب کند، کریستین به دلیل مشکل مواد مخدر و همجنس‌گرا بودن خود به‌طور خودکار از کار برکنار شد.

💡 و من اندر مذهب حارثیان طرفی از مقامات بیان کرده‌‌ام و میان حال و مقام فرقی کرده اما این‌جا از این چاره نیست.

💡 از فیلم‌هیی که وی در آن نقش داشته‌است، می‌توان به ارثیه مرگبار، سکس شاپ خیابان هفتم، ارواح مردگان، تنه، شیطان عاشق، دجال، مظنون، کالیبر ۹، شیاطین بال‌دار و کالبدگشایی اشاره کرد.

💡 که در همین موضوع مؤسسه علمی فرهنگی «وارثین ملکوت»، ردیه‌ای بر نظرات مکارم شیرازی با عنوان «نقدی بر آراء ناصر مکارم شیرازی در مورد تکامل حیات» نوشتند.

💡 و روی عن عبد القدّوس بن بکر قال: سمعت محمد بن النضر الحارثی یذکر فی قوله عزّ و جلّ هُوَ أَهْلُ التَّقْوی‌ وَ أَهْلُ الْمَغْفِرَةِ قال: انا اهل ان یتّقینی عبدی فان لم یفعل کنت انا اهلا ان اغفر له.

💡 به اعتقاد دنیس صوفی ابوبکر نمی‌توانسته برای واقعه فدک از حدیث مذکور (که می‌گوید پیامبران از خود ارثی باقی نمی‌گذارند) استفاده کرده باشد

حلما یعنی چه؟
حلما یعنی چه؟
شیمیل یعنی چه؟
شیمیل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز