ارثه

لغت نامه دهخدا

( ارثة ) ارثة. [ اُ ث َ ] ( ع اِ ) حد فاصل میان دو زمین. ( منتهی الارب ). ج، اُرَث. || سرگین آماده برای افروختن گاه حاجت. سرگین که بخاک آمیزند و نهند به روز احتیاج. سرگین آماده برای آتش افروختن بوقت حاجت. ( منتهی الارب ). || زمین سهل. || پشته سرخ. ( منتهی الارب ). اکمةالحمراء. ( تاج العروس ). || رنگی از رنگهای گوسفند که نقطه های سیاه با نقطه های سفید آمیخته باشد.

فرهنگ فارسی

حد فاصل میان دو زمین

ویکی واژه

تجسم عدالت. تمام اصطلاحات دینی اوستا و مجموع مفاهیم دینی و فلسفی آن در میان اقوام ایرانی عمومیت داشتند.
به مفهوم شعاع اختیار دنیوی و معنوی در گویش بهاری. اَرَثهَ تنگ اِئولده به لَسِنهَ عرصه بهش تنگ شد.

جمله سازی با ارثه

💡 رسول خدا را پسران بودند: ابراهیم از ماریه و قاسم و طیب و مطهر از خدیجه امّا در کودکی از دنیا برفتند و ببلوغ نرسیدند. ربّ العالمین میفرماید: مِنْ رِجالِکُمْ و لفظ رجال بر مردان بالغ افتد، و روا باشد که معنی آیت آن بود که أَبا أَحَدٍ مِنْ رِجالِکُمْ الّذی لم یلده و آن گه بزید حارثه مخصوص بود، وَ لکِنْ رَسُولَ اللَّهِ نصب اللام لمکان کان.

💡 وَ بِالْآخِرَةِ هُمْ یُوقِنُونَ و برستاخیز و احوال غیبی چنان بی گمان باشند که حارثه آن گه که مصطفی پرسید از وی که:کیف اصبحت یا حارثه؟ قال اصبحت مؤمنا باللّه حقّا و کانّی باهل الجنّة یتزاورون و کانّی باهل النار یتعاوون کأنّی انظر الی عرش ربّی بارزا مصطفی ص او را گفت عرفت فالزم. هذا عامر بن عبد القیس یقول لو کشف الغطاء ما ازددت یقینا.

💡 وَ لَقَدْ کانُوا عاهَدُوا اللَّهَ مِنْ قَبْلُ لا یُوَلُّونَ الْأَدْبارَ یعنی بنی حارثه همّوا یوم احد ان یفشلوا مع بنی سلمة فلمّا نزل فیهم ما نزل، عاهدوا اللَّه عزّ و جلّ ان لا یعودوا لمثلها ابدا فذکرهم اللَّه ذلک العهد، و قیل مِنْ قَبْلُ یعنی من قبل مجی‌ء الاحزاب عاهدوا رسول اللَّه (ص) و حلفوا الا ینهزمون، فیولّون أعداءهم ادبارهم یقال لکلّ منهزم ولّی دبره.