لغت نامه دهخدا
رسیدگی نمودن. [ رَ / رِ دَ / دِ ن ُ / ن ِ / ن َ دَ ] ( مص مرکب ) رسیدگی کردن. ( ناظم الاطباء ). رجوع به رسیدگی کردن شود.
رسیدگی نمودن. [ رَ / رِ دَ / دِ ن ُ / ن ِ / ن َ دَ ] ( مص مرکب ) رسیدگی کردن. ( ناظم الاطباء ). رجوع به رسیدگی کردن شود.
رسیدگی کردن
💡 مدیر اجرایی فدرال حزب، رئیس حزب در حوزه فدرال نیز است. مصوبات کنگره فدرال حزبی و کمیته فدرال را اجرا میکند و کنگره فدرال حزبی را سازماندهی میدهد. هیئت رئیسه حزب، مسئول اجرای مصوبات کمیته فدرال اجرایی و رسیدگی به امور فعلی یا فوری است. هیئت رئیسه حزب متشکل از اعضای برجسته هیئت فدرال اجرایی حزب است.
💡 این دادگاه تاکنون به ۵ موضوع نسلکشی اوگاندا، نسلکشی کنگو، نسلکشی آفریقای مرکزی، جنگ دارفور در سودان، و نسلکشی کنیا رسیدگی و علیه ۱۴ نفر اعلام جرم کرده که از بین آنها ۷ نفر فراری، ۲ نفر مرده (یا تصور میشود که مرده باشند)، ۴ نفر در بازداشت و یک نفر بهطور داوطلبانه در دادگاه حاضر شدهاند.
💡 دفتریار باحضور سردفتر هیچ مسئولیتی در دفترخانه ندارد. ماده ۲۱ قانون دفاتر اسناد رسمی تأکید میکند که همه «مسئولیتهای دفترخانه بر عهده سردفتر است و مسئولیت دفتریار همان است که در قانون ذکر شدهاست»... که در قانون هیچ شرح وظیفه ای ذکر نشدهاست. در دادگاههای انتظامی تنها پرونده دفتریارانی که در مقام کفالت سردفتر عمل میکنند قابل رسیدگی است.
💡 در خرداد ۱۳۲۴ اولین اعتصاب ششروزه یک هزار کارگر نفت در کرمانشاه صورت گرفت. سال بعد ۱۰ هزار نفر از کارگران نفت آغاجاری به مدت ۱۴ روز در اعتصاب بودند. عدم رسیدگی به خواستههای کارگران ۲ ماه بعد موجب اعتصابی ۱۰۰ هزار نفری گردید، که علاوه بر خواستهای صنفی خواستهای سیاسی از جمله عدم دخالت عمال انگلیسی در شرکت نفت را در پی داشت. فعالیت و نقش حزب تودهٔ ایران در این جریانات کاملاً مشهود بود.