اکلاب

لغت نامه دهخدا

اکلاب. [ اِ ] ( ع مص ) خداوند ستور دیوانه شدن. ( ناظم الاطباء ). || هار شدن شتر قوی. ( از اقرب الموارد ).

جمله سازی با اکلاب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 «حاجب »به می ار کرده رم از بیم گرگ و سگ چه غم راعی چو شد خصم رمه خجلت دهد اکلاب را

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران