ارحال

لغت نامه دهخدا

ارحال. [ اِ ] ( ع مص ) ریاضت دادن و رام کردن ستور را. ( منتهی الارب ). || دادن ستور بارکش کسی را. شتر باری و سواری بکسی دادن. راحله بکسی دادن. || بسیار شدن شتر کسی. خداوند بسیار شتر شدن. ( منتهی الارب ). || ارحال بعیر؛ قوی پشت شدن آن پس از ضعف. || ارحال اِبِل؛ فربه شدن شتران بعد از لاغری و توانا شدن بر کوچ. ( از منتهی الارب ). فربه شدن پس از نزاری و راحله دادن. ( تاج المصادر بیهقی ).

جمله سازی با ارحال

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 پیش چشم آرحال من چو مرا جمله این برگ و این نوا باشد

بپرمه یعنی چه؟
بپرمه یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز