کلمهی «ادیان» در فارسی به معنای مجموعهای از نظامها، باورها و عقاید مذهبی که به خدا، هستی، انسان و اخلاق مرتبط هستند است و جمع واژهی «دین» میباشد. این واژه نشاندهندهی راهنماییها، احکام، اعتقادات و سنتهایی است که پیروان یک مذهب برای زندگی فردی و اجتماعی خود پذیرفتهاند و معمولاً شامل آموزههای اخلاقی، عبادی و معنوی است. «ادیان» میتواند شامل مذاهب ابراهیمی مانند اسلام، مسیحیت و یهودیت، یا مذاهب شرقی و محلی باشد و نقش مهمی در شکلدهی فرهنگ، هنر، قوانین و روابط اجتماعی ایفا میکند. در مکالمات روزمره نیز وقتی گفته میشود «ادیان جهان»، منظور مجموع مذاهب و نظامهای دینی بشر است که هویت معنوی و فرهنگی انسانها را شکل میدهند. از نظر معنایی، «ادیان» با اصطلاحاتی مانند «مذاهب»، «باورها»، «نظامهای دینی»، «آیینها» و «عقاید مذهبی» هممعنی است و بار معنایی آن همواره با ایمان، معنویت و ارزشهای اخلاقی همراه است.
اديان
لغت نامه دهخدا
ادیان. [ اَدْ ] ( ع اِ ) ج ِ دین. ( دهّار ) ( غیاث ). کیشها: الادیان ستة، واحدة للرحمن و خمسة للشیطان. صواب من آنست که بر مواظبت و ملازمت اعمال خیر که زبده همه ادیانست اقتصار نمایم. ( کلیله و دمنه ).
- علم الأدیان؛ دانش شناختن دینها:
پیغمبر گفت علم علمان
علم الأبدان علم الأدیان.نظامی.
ادیان. [ اَدْ ] ( اِ ) چاروای فربه دونده. ( لغت نامه حافظ اوبهی ). چارپای دونده. ( برهان قاطع ). چارپای دونده را که فربه باشد گویند. ادیون. ( جهانگیری ).
ادیان. [ اِدْ دیا ] ( ع مص ) وام گرفتن. ( منتهی الارب ). وام خواستن. ( تاج المصادر بیهقی ). || خریدن به وام. ( منتهی الارب ). به وام خریدن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ). || فروختن به وام. ( از اضداد است ). ( منتهی الارب ).
فرهنگ معین
( اَ ) [ ع. ] (اِ. ) جِ دین، کیش ها، آیین ها.
فرهنگ عمید
= دین۱
فرهنگ فارسی
کیشها، جمع دین
( اسم ) جمع: دین کیشها آیینها.
وام گرفتن
فرهنگ اسم ها
اسم: ادیان (پسر) (فارسی) (تلفظ: adyan) (فارسی: اَدیان) (انگلیسی: adyan)
معنی: کنایه از مرد درشت هیکل و قوی، مرکب تندرو و فربه
ویکی واژه
جِ دین؛ کیشها، آیینها.
جمله سازی با اديان
💡 رازاني دانش آموخته دوره ليسانس فلسفه در دانشگاه فردوسي مشهد و فوق ليسانس و دكتراي رشته اديان و عرفان در دانشگاه تهران و نيز فوق ليسانس مديريت دولتي در مركز آموزش مديريت دولتي است.