ابرقو

لغت نامه دهخدا

ابرقو. [ اَ ب َ ] ( اِخ ) اَبرقوه. اَبرقویه. اَبرکوه. نام خره ای از یزد، از شمال و مشرق محدود به شهر بابک و از جنوب به بَوانات و آباده و از مغرب به کویر و خاک شهرضا. مرکز آن نیز موسوم به ابرقوه در 203000 گزی یزد. قُرای آن 42 و مساحت 180 فرسنگ مربع و عده سکنه 16000 تن است. و این کلمه معرب برکوه و ابرکوه است یعنی ناحیه کوه یا بالای کوه و اهل فارس این ناحیت را درکوه خوانند و از این جاست ابوالقاسم احمدبن علی ( یا علی بن احمد ) وزیر بهاءالدولةبن عضدالدولةبن بویه. صاحب حدودالعالم ابرقو را برقوه آورده است. و قدما گاهی ابرقو را از خره اصطخر فارس شمرده اند. || نام دهی بر شش منزلی نشابور.

فرهنگ فارسی

۱ - یکی از بخشهای شهرستان یزد در جنوب آن شهرستان واقع در کویر هوای آن گرم است. آب زراعتی قری از قناتها تامین می شود. محصول عمده غلات روناس پنبه. شغل مردم زراعت صنعت دستی زنان کرباس بافی. این بخش از ۳٠ آبادی بزرگ و کوچک تشکیل شده. ۱۷۳۵۱ سکنه دارد. ۲ - قصبه مرکز بخش ابر قو.

دانشنامه آزاد فارسی

رجوع شود به:ابرکوه، شهر

جمله سازی با ابرقو

💡 مؤلف فارسنامه ناصری نیز در این باره چنین نوشته‌است: «در اصل «برکوه» یعنی سینه کوه، الفی بر آن افزودند، ابرکوه گردید. پس تصرف عربی در آن نموده، ابرقوه گفتند.»

💡 آن ابرقوه که شهرتی داشته، در قرون بعد و در محل فعلی ایجاد شده‌است و اهمیت بزرگی و جمعیت بیشتری که داشته، کلمه «ابر» که معنی بزرگی می‌دهد در جلوی آن قرار گرفته‌است که مفهوم ابرقوه بزرگ را برساند.

💡 در سال ۱۳۵۰، وزارت کشور، نام این شهر را از «ابرقو» به «ابرکوه» تغییر داد. اما در محاورات مردم هنوز لفظ «ابرقو» متداول است.

💡 کویر ابرکوه واقع در ۲۰ کیلومتری شرق شهرستان ابرقو واقع شده‌است. این کویر از غرب به کوه گینه علی، از جنوب غربی به کوه‌های پوزه سیاه و حوض سفید، از جنوب به کفه بدر شیراز، از شرق به کوه چاه زرد و از شمال به جاده ابرکوه - تفت محدود می‌شود.

💡 خانه آقازاده و بادگیر آن مربوط به دوره قاجار است و در ابرکوه، محله دروازه، میدان ابرقو واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۴ بهمن ۱۳۷۵ با شمارهٔ ثبت ۱۸۳۸ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده‌است.

ممنون یعنی چه؟
ممنون یعنی چه؟
چندش یعنی چه؟
چندش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز