لغت نامه دهخدا
( آیندگان ) آیندگان. [ ی َ دَ / دِ ] ( اِ ) ج ِآینده. آنان که آیند. || آنان که پس از ای-ن ی-ا پ-س از ما بدین جهان آیند. مقابل گذشتگان.
( آیندگان ) آیندگان. [ ی َ دَ / دِ ] ( اِ ) ج ِآینده. آنان که آیند. || آنان که پس از ای-ن ی-ا پ-س از ما بدین جهان آیند. مقابل گذشتگان.
( آیندگان ) آینده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 او همچنین در فاصله سالهای ۱۳۴۶ تا ۱۳۵۵ سردبیری مجلههای کتاب امروز، فرهنگ و زندگی، آیندگان ادبی و جنگ اصفهان را برعهده داشت و بین سالهای ۱۳۵۵ تا ۱۳۵۷ سرپرستی خانه فرهنگ ایران در دهلی و بین سالهای ۱۳۵۷ تا ۱۳۵۹ مسئول خانه فرهنگ ایران در کراچی بودهاست.
💡 امروزه ارتباطات علمی دربرگیرنده کل فرایند علمی از انجام پژوهش تا مدیریت دادهها، تصمیمگیری دربارهٔ انتخاب یکی از گزینههای انتشار، حق مؤلف، داوری متون علمی، توزیع، دسترس پذیری و به اشتراک گذاری تولیدات علمی و نگهداری آنها برای آیندگان است.
💡 او در میان آیندگان بیشتر به خاطر شعرهایش شناخته میشود، که برای خواندن در آهنگهایی طراحی شده بود که از تک آهنگهای ساده برای ستایش خدا با اصطلاح موسیقایی روزمره استفاده میکردند، که شهرت گستردهای فراتر از صدها شاگرد در برادری شوشتریه اش به دست آورد.
💡 و این رباعی را در تهنیت قدوم بعضی آیندگان از سفر حجاز در رقعه ای نوشته بود:
💡 السلام ای بعد ما آیندگان رفتنی بر شما خوش باد این غمخانه ناماندنی
💡 چنین شنیدم از آیندگان فصل بهار که کاروان صبا می رسد ز حد تتار