لغت نامه دهخدا
انمی. [ اَ ن ِ ] ( از یونانی، اِ ) بیماری کم خونی که فقرالدم نیز گویند. ( ناظم الاطباء ).
انمی. [ اُ می ی ] ( ع اِ ) توشک و نهالی آگنده بکاه. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ).
انمی. [ اَ ما ] ( ع ن تف ) نامی تر.
انمی. [ اَ ن ِ ] ( از یونانی، اِ ) بیماری کم خونی که فقرالدم نیز گویند. ( ناظم الاطباء ).
انمی. [ اُ می ی ] ( ع اِ ) توشک و نهالی آگنده بکاه. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ).
انمی. [ اَ ما ] ( ع ن تف ) نامی تر.
( آنمی ) = کم خونی
بیماری کم خونی، فقرالدم، کمبودگویچه های سرخ خون
نامی تر
(پزشکی): کمخونی.
💡 پس از سه ماه بدان بوم و برکشم لشکر بعدل و قسط ترازو نهم در آنمیدان
💡 کاهش غیرت ز مو باریکتر دارد مرا بر زبانها تا حدیث آنمیان افتاده است
💡 در ماه مه ۱۹۴۰، با حمله نازیها به هلند، آنها قصد خودکشی داشتند. هلموت درگذشت اما آنمی زنده ماند. در سال ۱۹۴۳، او عکاسی پرتره را در استودیوی خود ادامه داد.
💡 یکباره پشت پا بر ماسوا زند تا زآنمیان از این همه خود را سوا کند
💡 آنمیهای مربوط به کمبود آهن در بدن مهمترین عارضهٔ کمبود آهن در بدن انسان است که در طی آن اندازهٔ هموگلوبین و غلظت هموگلوبین خون از مقادیر نرمال کمتر میگردد.
💡 نارسایی مغز استخوان اغلب در دههٔ اول زندگی رخ میدهد. بهطور اولیه کاهش در تعداد پلاکتها سپس در گرانولوسیتها ایجاد میشود و نهایتاً آنمی ماکروسیتبک رخ میدهد.