آلوبخارا

مترادف‌ها

آلو بخارا

لغت نامه دهخدا

( آلوبخارا ) آلوبخارا. [ ب ُ ]( اِ مرکب ) آلوبخارایی. قسمی آلو برنگ سرخ و بطعم ترش یا میخوش که پوست آن را کَنند و در خیک یا ظروف دیگر کنند و بشهرها برند. اجاص. آلو خراسانی. برقوق.

جمله سازی با آلوبخارا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 کشت عمده این ولایت را گندم، جو، جواری، زغیر، باجر، ماش، نخود، زیره وغیره تشکیل می‌دهد. علاوه بر آن، از این ولایت ۲۴ نوع انگور به‌دست می‌آید که از لحاظ کیفیت شان مشهور اند. درپهلوی انگور میوه‌هایی همچون زردآلو، شفتالو، ناک، بادام، چهارمغز، آلوبخارا و سیب نیز از جوزجان به‌دست می‌آید.

💡 در فصل تابستان، بازار میوه‌ها مملو از میوه‌های تازه است که از جمله آن‌ها می‌توان به آلوبخارا که بسیار پرآب و شیرین است، اشاره کرد.

💡 مادربزرگ با مهارت زیادی در آشپزخانه مشغول درست کردن مربای خانگی بود که ماده اصلی آن، میوه‌های رسیده و باکیفیت آلوبخارا بود که خودش تهیه کرده بود.

💡 استفاده از آلوبخارا در تهیه انواع دسرها و نوشیدنی‌های تابستانی، به دلیل طعم متمایز و ویتامین‌های فراوان، بسیار محبوب و رایج در میان خانواده‌ها است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران