الواط. [ اَل ْ ] ( از ع، ص، اِ ) در تداول عوام، دارای اعمال زشت. این کلمه که صورت جمع دارد در تداول عامه بیشتر بجای مفرد استعمال شود چنانکه گویند: فلان الواط است، و گاهی نیز اوباش و الواط بصورت ترکیب آرند و معنی جمعی از آن خواهند، و چنان مینماید که جمعی برساخته و منحوت از لوطی باشد و شاید اصل آن الواد است جمع اَلوَد، و الود از مردان آن کس باشد که به عدل نگراید و انقیاد فرمانی نکند یعنی سرکش باشد، و قومی الواد، قومی نافرمان، و عنق الود بمعنی گردنی ستبر باشد. ( یادداشت مؤلف ). اشخاصی که از کارهای پست مثل شعبده و میمون و بز رقصاندن و امثال آنها روزی میخورند. فارسی زبانان این کلمه را جمع لوطی آورده اند و در فارسی معنی دیگر جز معنی عربی گرفته است. ( از فرهنگ نظام ). و رجوع به اقرب الموارد و الود و الواد شود.
( اَ ) (اِ. ) جِ لوطی، هرزه، گردنکش.
هرزه، لوده، ولگرد، بی سروپا، الدنگ.
مردبیعار، لوده، ولگردوبی سروپا(مرادف الدنگ )، بعضی آنراجمع لوطی وبعضی دیگرتحریف کلمه الواد(عربی )دانسته اند
( اسم ) جمع لوطی. توضیح ۱ - بعضی (الواط ) را محرف (الواد ) جمع غیر قیاسی (الود ) دانسته اند. الود بمعنی کسی است که بعدل میل نکند و منقاد امر نشود و گردنکش. توضیح ۲ - در فارسی بصورت مفرد آید مردی الواط است.
جِ لوطی؛ هرزه، گردنکش.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بسی الواط و عامی بر سرش ریخت که زان غوغا به خاک و خون در آمیخت
💡 نیست این آئین درویشی حق کار الواط است این کار جفنگ
💡 ورنه عرض خویش را در حلقه الواط ری عاقبت چون عرض صدر الدین محمد میکنی
💡 تا قبیحست نزد اهل خرد شغل اوباش و شیوهٔ الواط
💡 سبلت اشرار رعبانگیز چون چنگال شیر مژهٔ الواط هولآمیز چون دندان مار