ارخش

فرهنگ معین

(اُ یا اَ رَ ) (اِ. ) خورشید، آفتاب.

فرهنگ فارسی

( اسم ) خورشید آفتاب هور هورخش.

ویکی واژه

خورشید، آفتاب.

جمله سازی با ارخش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بارخش وه نیز میدیدیم زین هوش خراب باز اگر میبرد بارم را بدر بیمرگ از آب

💡 خارخشکم دودمان گلخن از من روشن است روشناس لاله و گل همچو شبنم نیستم

💡 چه باشد مست خارخشک من، کز بیم خوی او ز مجمر می گریزد در حصار آهنین آتش

💡 بارخش، ای نقشبند، دعوی صورت مکن صنعت خود را مبین، صنع خدا خوشترست

💡 عدوبند و ظفرمند و هنرجوی و هنرپیشه عطابخش و صبارخش و سماقدر و سخاگستر

💡 انتظار از آن سوارم می‌کشد کز بار ناز بس گران می‌جنبد از جارخش استغنای او

اوزوم یعنی چه؟
اوزوم یعنی چه؟
حلما یعنی چه؟
حلما یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز