باران آمدن

لغت نامه دهخدا

( باران آمدن ) باران آمدن. [ م َ دَ ] ( مص مرکب ) نزول باران. فرود آمدن باران. باریدن باران. فروریختن باران. باران باریدن.

فرهنگ فارسی

( باران آمدن ) ( مصدر ) فرود آمدن باران نزول بارش باران باریدن.

جمله سازی با باران آمدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 رای و تدبیرش که (با) تقدیر ایزد محکمند کشتزار مملکت را ابر و باران آمدند

💡 تا میان کوه ساران آمدند همچو ابری سیل باران آمدند

💡 و کعب الاخبار می گوید، «قحطی بود در زمین بنی اسرائیل. موسی (ع) با جمله امت به استسقا شدند سه بار و اجابت نیفتاد. پس وحی آمد به موسی (ع) که در میان شما نمامی است و تا وی توبه نکند اجابت نکنم. گفت، «بار خدایا آن کیست تا او را از میان بیرون کنیم؟» گفت، «من از نمامی منع می کنم، نمامی چون کنم؟» موسی گفت، «توبه کنید از سخن چینی.» همه توبه کردند و باران آمدن گرفت.

اسرع وقت یعنی چه؟
اسرع وقت یعنی چه؟
کرزوس یعنی چه؟
کرزوس یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز