لغت نامه دهخدا
اشتقاقی. [ اِ ت ِ ] ( ص نسبی ) منسوب به اشتقاق.
اشتقاقی. [ اِ ت ِ ] ( ص نسبی ) منسوب به اشتقاق.
( صفت ) منسوب به اشتقاق
{derivational} [زبان شناسی] مربوط به فرایند اشتقاق
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 برخی منتقدان اما مجموعه موسیقی فیلم را کمارزش میخوانند. آنان معتقدند آهنگسازان برجستهٔ فیلم گاهی در طول یک سال برای سه یا چهار اثر سینمایی موسیقی مینویسند که این تعدد از کیفیت آثار آنان میکاهد. آنها بر این باورند که اکثر موسیقی فیلمها وامدار و اشتقاقی از آثار گذشته هستند.
💡 ماده ۵۱ - فیلمبرداری یا تصویربرداری از افراد و انتشار یا پخش تصویر یا صدای آنها به استثنای مقامات دولتی و عمومی و نیز ساخت و انتشار یا پخش آثار غیرمجاز اشتقاقی (ناشی از میکس و مونتاژ و نظایر آن) در رسانههای همگانی، بدون رضایت صاحبان تصاویر یا صوت یا اثر ممنوع است.
💡 و اگر گویند با صفّ اوّل نسبت کنند چنانک گوئی اندر صفّ اول آمد از آنجا که نزدیکی ایشان است بخداوند تعالی معنی درست ولیکن این نسبت مقتضی لغت نباشد و این طایفه مشهورتر از آنند که در تعیّن ایشان بقیاس لفظی حاجت آید یا استحقاقی از اشتقاقی.
💡 آلن جفری " جری " نوسباوم (زادهٔ ۱۷ دسامبر ۱۹۴۷) زبانشناس آمریکایی متخصص زبانهای هندواروپایی و فیلولوژیست کلاسیک است که بیشتر به خاطر کارش بر روی زبان حماسههای هومری و نامهای مدرن و نیاهندواروپایی شناخته شدهاست. او در معنیشناسی اشتقاقی اسمی و صرف (از جمله سیستم کالند) تخصص دارد. وی استاد زبانشناسی هندواروپایی و زبانهای یونانی و لاتین در دانشگاه کرنل است.
💡 و این نام غلبه گرفتست برین طائفه گویند فلان صوفی است و گروهی را متصوّفه خوانند و هر که تکلّف کند تا بدین رسد او را متصوّف گویند و این اسمی نیست که اندر زبان تازی او را باز توان یافت یا آن را اشتقاقی است و ظاهرترین آنست که لقبی است چون لقبهاء دیگر.