لغت نامه دهخدا
یک جانبه. [ ی َ / ی ِ ن ِ ب َ / ب ِ ] ( ص نسبی ) یک طرفه. یک سویه. از یک سوی. تنها از یک طرف. مقابل دوجانبه: دوستی یک جانبه نتواند بود. ( از یادداشت مؤلف ).
یک جانبه. [ ی َ / ی ِ ن ِ ب َ / ب ِ ] ( ص نسبی ) یک طرفه. یک سویه. از یک سوی. تنها از یک طرف. مقابل دوجانبه: دوستی یک جانبه نتواند بود. ( از یادداشت مؤلف ).
( ~. نِ بِ یا بَ ) (ق مر. ) یک طرفه، از یک سو.
یکطرفه ازیک سو عشق یک جانبه.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در سال ۱۹۴۸ در اوج دوران جنگ سرد و پس از اعلام یک جانبه اصلاح پولی در آلمان غربی توسط متحدان غربی که شامل برلین غربی هم میشد، شوروی با محاصره اقتصادی برلین غربی واکنش نشان داد. در روز ۲۴ ژوئن محاصره همهجانبه برلین توسط نیروهای شوروی رسماً به مرحله اجرا درآمد و ارتباط این شهر با دنیای خارج از جمله خود آلمان غربی قطع شد.
💡 کار ساخت تأسیسات فرآوری اورانیوم اصفهان، در سال ۱۳۷۲–۱۳۷۱ برای اجرای یکی از پروژهها با انعقاد قراردادی با شرکت چینی آغاز شد. در طول مدت ۵ سال، چینیها فقط ۱۰ درصد کار را انجام دادند و بعد از قطع یک جانبه قرارداد از سوی چین در سال ۱۳۷۷، مقدمات انجام کار توسط ایران فراهم شد و از سال ۱۳۷۹ رسماً شروع به کار کرد.
💡 در پی تحریمهای یک جانبه از سوی سوئیس، ایالات متحده آمریکا و پادشاهی متحده علیه لیبی، کشورهای عضو اتحادیه اروپا با اعمال یک سلسله تحریم علیه لیبی موافقت کردند که شامل تحریم تسلیحاتی و همچنین مسدود کردن داراییهای سرهنگ قذافی و اعضای خانوادهاش میشود.