فرهنگ معین
(اِ تِ دَ ) [ ع. استعادة ] (مص م. ) نک استعاده.
(اِ تِ دَ ) [ ع. استعادة ] (مص م. ) نک استعاده.
۱. بازگشت چیزی را خواستن.
۲. برگرداندن.
۳. تکرار کردن.
۱ - ( مصدر ) طلب عود کردن بارگشت چیزی را خواستن دوباره خواستن. ۲ - ( مصدر ) عادت بچیزی کردن.
نک استعاده.
💡 تو آفتاب عالم هستی و جان ما دایم ژنیش روی تو در استعادت است
💡 ز یأسم کار تا آنجا رسیده که میکردند یاسین استعادت