لغت نامه دهخدا
بزیده. [ ب َ دَ / دِ ] ( ن مف / نف ) وزیده. ( فرهنگ شعوری ). و رجوع به بزیدن شود.
بزیده. [ ب َ دَ / دِ ] ( ن مف / نف ) وزیده. ( فرهنگ شعوری ). و رجوع به بزیدن شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هود هدی توئی و من از تو چو صرصری بر عادیان جهل به عادت بزیدهام
💡 باد لطفش بزیده بر کشور نار عنفش بحار کرده شرر