لغت نامه دهخدا
سبعیت. [ س َ ب ُ عی ی َ ] ( از ع،مص جعلی ) درندگی، و درنده شدن. ( آنندراج ) ( غیاث ).
سبعیت. [ س َ ب ُ عی ی َ ] ( از ع،مص جعلی ) درندگی، و درنده شدن. ( آنندراج ) ( غیاث ).
درندگی.
درندگی
↑ فرهنگ فارسی عمید
💡 خوی سبعیت بهل ای دوست که چون کلب در جامهٔ هر خستهٔ دل ریش نیفتی
💡 و هیچ آفت بیشتر از آن نبود که اندر شهری تعصب مذهبی بود و گروهی که طلب جاه و تبع کنند فرا نمایند که جدل گفتن از دین است و از طبع سبعیت و تکبر خود تقاضای آن همی کند. و چون پندارند که از دین است چنان اندر وی شره آن محکم شود که البته آن صبر نتوانند کرد که نفس را اندر آن چند گونه شرف و لذت بود.
💡 از بشریت چه زیان دیدهئی این سبعیت ز چه یگزیدهئی