سانسورچی

مترادف‌ها

سانسورکننده

فرهنگ معین

( ~. ) [ فر - تر. ] (اِمر. ) کسی که کارش سانسور کردن است، مأمور سانسور.

ویکی واژه

سانسور+چی

جمله سازی با سانسورچی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 سنت کلر در سال ۱۷۸۳ عضو شورای سانسورچی پنسیلوانیا بود و به‌عنوان نماینده کنگره کنفدراسیون انتخاب شد و از ۲ نوامبر ۱۷۸۵ تا ۲۸ نوامبر ۱۷۸۷ در آنجا مصروف خدمت بود. در اوایل سال ۱۷۸۷ با شورش شیز و امتناع آستان‌ها از حل اختلافات زمین یا کمک به دولت شش ساله فدرال، هرج و مرج حکم‌فرما شد.

💡 اخباری از سانسورِ گفت‌وگو با بهرام بیضایی در سالِ ۱۳۷۵ هست: وزارتِ فرهنگ و ارشادِ اسلامی به شرطِ دَه تغییر در متن جوازِ انتشارش را می‌داده است؛ ولی کتاب در این سال تجدیدِ چاپ نشد. (در ۱۳۷۸ شد.) پنج پاره از گفته‌های بیضایی در این کتاب که سانسورچیانِ ۱۳۷۵ اجازهٔ انتشارش را ندادند در کتابِ ممیزی کتاب: پژوهشی در ۱۴۰۰ سند ممیزی کتاب در سال ۱۳۷۵ (۱۳۸۰) آمده است.

💡 در دوران گذشته، فعالیت‌های یک سانسورچی می‌توانست مستقیماً بر محتوای رسانه‌ها و آزادی بیان در جامعه تأثیر بگذارد و باعث محدود شدن جریان اطلاعات عمومی شود.

💡 وظیفه یک سانسورچی در برخی سازمان‌ها، بررسی دقت مطالب منتشر شده و اطمینان از رعایت قوانین و استانداردهای اخلاقی در نوشته‌های منتشر شده در مجلات است.

💡 برخی منتقدان معتقدند که نقش سانسورچی در سینما می‌تواند مانع از شکوفایی خلاقیت هنری و ارائه دیدگاه‌های نو و متفاوت به مخاطبان گسترده جامعه شود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران