فرهنگ معین
( ~. ) [ فر - تر. ] (اِمر. ) کسی که کارش سانسور کردن است، مأمور سانسور.
( ~. ) [ فر - تر. ] (اِمر. ) کسی که کارش سانسور کردن است، مأمور سانسور.
سانسور+چی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سنت کلر در سال ۱۷۸۳ عضو شورای سانسورچی پنسیلوانیا بود و بهعنوان نماینده کنگره کنفدراسیون انتخاب شد و از ۲ نوامبر ۱۷۸۵ تا ۲۸ نوامبر ۱۷۸۷ در آنجا مصروف خدمت بود. در اوایل سال ۱۷۸۷ با شورش شیز و امتناع آستانها از حل اختلافات زمین یا کمک به دولت شش ساله فدرال، هرج و مرج حکمفرما شد.
💡 اخباری از سانسورِ گفتوگو با بهرام بیضایی در سالِ ۱۳۷۵ هست: وزارتِ فرهنگ و ارشادِ اسلامی به شرطِ دَه تغییر در متن جوازِ انتشارش را میداده است؛ ولی کتاب در این سال تجدیدِ چاپ نشد. (در ۱۳۷۸ شد.) پنج پاره از گفتههای بیضایی در این کتاب که سانسورچیانِ ۱۳۷۵ اجازهٔ انتشارش را ندادند در کتابِ ممیزی کتاب: پژوهشی در ۱۴۰۰ سند ممیزی کتاب در سال ۱۳۷۵ (۱۳۸۰) آمده است.