جنس شدن

لغت نامه دهخدا

جنس شدن. [ ج َن َ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) بی آرام و بی قرار شدن: جنس شدن بچه؛ عصبانی و بی آرام شدن او. رجوع به جَنَس شود.

فرهنگ فارسی

بی آرام و بی قرار شدن: جنس شدن بچه عصبانی و بی آرام شدن او.

جمله سازی با جنس شدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بسیاری از کشورها به دلیل بی عملی، یا اقدام ناکارآمد مورد انتقاد قرار گرفته‌اند. این انتقادها شامل عدم موفقیت دولتها در شناسایی و حمایت از قربانیان قاچاق، وضع سیاستهای مهاجرتی که به‌طور بالقوه قربانیان قاچاق را مجدداً قربانی می‌کند؛ از جمله اخراج مهاجرها و نیز، اقدام‌های کافی برای کمک به جلوگیری از تبدیل شدن جمعیت آسیب‌پذیر به قربانی قاچاق. انتقاد ویژه به عدم تمایل برخی کشورها برای مقابله با قاچاق غیر جنسی صورت پذیرفته‌است.

💡 از طریق تحریک تولید کلاژن‌ها، محصولات بر پایه PCL می‌توانند نشانه‌های پیری در صورت مانند کاهش حجم و شل شدن برجستگی‌ها را ترمیم کند و اثری طبیعی و فوری، در عین حال طولانی مدت را ایجاد کنند. این ماده به عنوان یک قاب برای ترمیم بافت در مهندسی بافت برای باز تولید کنترل شده بافت استخوان مورد استفاده قرار می‌گیرد. بسیاری از داروها در داخل دانه‌هایی از جنس PCL جهت رهاسازی تحت کنترل و رسانش هدفمند دارو پیچیده شده‌اند. (برای مثال داروهای پیچیده شده در کپسول)

پوسی یعنی چه؟
پوسی یعنی چه؟
مهوا یعنی چه؟
مهوا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز