خجالت کشیدن

لغت نامه دهخدا

خجالت کشیدن. [ خ َ / خ ِ ل َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) شرمساری بردن. خجالت بردن. شرمگین گشتن. خجالت زده شدن. شرم زده شدن. حالت خجلت در انسان محقق شدن.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) شرمسار شدن خجل گشتن (( از رفتار خود خجالت کشید ) )

ویکی واژه

vergognarsi

جمله سازی با خجالت کشیدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تلفظ د در قه د که نزدیک به قه در سنندج و در اطراف سنندج قه (د) تلفظ د داخل پرانتز خاص حوزه زبانی سنندج است. مانند اصطلاح " قه د قه د دائه رزیام." برای بیان خجالت کشیدن و پشیمانی از کاری ناپسند.

💡 پس اى پادشاه راستى از همه چیز بهتر است. پادشاه رو بسوى آن دختر کرد و پرسید که این را می‌شناسى؟. دختر گفت: بلى این همان پادشاه است که چهل حرم او را آورده‌ام. چون پادشاه سر رشته را معلوم نمود گفت: اى غریب ما قبل از بیان، همه را می‌دانیم، احتیاج به بیان تو نیست. آن پادشاه اینقدر خجالت از آن گفتگو کشید که قریب به مردن او شد. اى گربه بسیار درست می‌آید این مقدمه با مقدمه‌ى من و تو، زیرا که پادشاه را این همه غم و غصه و سفر دیدن و از دیوان پادشاه عادل خجالت کشیدن همه ه بسبب آن طمع بود که به آن دختر داشت. تو نیز اى گربه. اگر به قورمه و یخنى طمع نمی‌کردى و مرا از دست نمی‌دادى انتظار و سرگردانى نداشتى. گربه فریاد برآورد. موش این شعر را برخواند:

جنده یعنی چه؟
جنده یعنی چه؟
سکسی یعنی چه؟
سکسی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز