تبصبص

لغت نامه دهخدا

تبصبص.[ ت َ ب َ ب ُ ] ( ع مص ) تبصبص فلان؛ تملق کردن وی. ( از اقرب الموارد ) ( از قطر المحیط ). تبصبص سگ؛ دم جنبانیدن آن. ( از اقرب الموارد ) ( از قطر المحیط ). دم جنبانیدن سگ و چاپلوسی کردن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). دم بزمین زدن و چاپلوسی کردن. ( فرهنگ نظام ). چاپلوسی کردن. ( ترجمان علامه جرجانی ): تبصبصی میکرد و تملقی مینمود. ( سندبادنامه ص 152 ). ایشان راه تبصبص و حداقت پیش گرفتند. ( ترجمه تاریخ یمینی چ 1 تهران ص 205 ).

فرهنگ معین

(تَ بَ صْ بُ ) [ ع. ] ۱ - (مص ل. ) دم جنبانیدن. ۲ - (اِمص. ) چاپلوسی.

فرهنگ عمید

تملق، چاپلوسی.

فرهنگ فارسی

دم جنباندن، دم جنبانیدن سگ، چاپلوسی کردن
۱- ( مصدر ) گرد گشتن. ۲- دم جنبانیدن. ۳- ( اسم ) چاپلوسی تملق. جمع: تبصبصات.

ویکی واژه

دم جنبانیدن.
چاپلوسی.

جمله سازی با تبصبص

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 رشته فروگذاشت تا زرگر به‌سر چاه آمد. سیاح را خدمت‌ها کرد و عذرها خواست و وصایت نمود که وقتی بروگذرد و او را بطلبد، تا خدمتی و مکافاتی واجب دارد. بر این ملاطفت یک دیگر وداع کردند، و هرکس به جانبی رفت. یک چندی بود، سیاح را بدان شهر گذر افتاد. بوزنه او را در راه بدید تبصبصی و تواضعی تمام آورد و گفت: بوزنگان را محلی نباشد و از من خدمتی نیاید، اما ساعتی توقف کن تا قدری میوه آرم. و بر فور بازگشت و میوه بسیار آورد. سیاح به قدر حاجت بخورد و روان شد. از دور نظر بر ببر افگند، بترسید، خواست که تحرزی نماید. گفت: ایمن باش، که اگر خدمت ما ترا فراموش شده‌ست ما را حق نعمت تو یاد است هنوز.

لاشی یعنی چه؟
لاشی یعنی چه؟
تعامل یعنی چه؟
تعامل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز