برزه گاو
مترادفها
پهن گاو، مدفوع گاو
لغت نامه دهخدا
برزه گاو. [ ب َ زَ / زِ ] ( اِ مرکب ) گاو زراعت را گویند و آن گاوی است که بدان زمین را شیار کنند. ( برهان ) ( آنندراج ). گاوی که بدان جفت رانند و زراعت کنند. ( شرفنامه منیری ):
برزه گاوی است کو خورد ناچار
برتخمی که خود کند شدیار.حکیم مختاری ( از انجمن آرا ) ( از آنندراج ).ورزاو. ( یادداشت مؤلف ).
فرهنگ معین
( ~. ) (اِمر. ) = ورزه گاو: گاوی که بدان زمین را شیار کنند، گاو زراعت، ورزاو.
فرهنگ عمید
گاو نری که برای شخم زدن زمین به کار رود: برزه گاوی ست کاو خورد ناچار / بر تخمی که خود کند شدیار (عثمان مختاری: ۶۹۹ ).
فرهنگ فارسی
( اسم ) گاوی که بدان زمین را شیار کنند گاو زراعت ورزاو.
ویکی واژه
ورزه گاو: گاوی که بدان زمین را شیار کنند، گاو زراعت، ورزاو.