لغت نامه دهخدا
گاو ورز. [ وِ وَ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب )گاو کار. گاوی که بدان زمین شیار کنند:
ز گاوان ورز و ز گاوان شیر
ده و دو هزارش نوشت آن دبیر.فردوسی.
گاو ورز. [ وِ وَ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب )گاو کار. گاوی که بدان زمین شیار کنند:
ز گاوان ورز و ز گاوان شیر
ده و دو هزارش نوشت آن دبیر.فردوسی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گوش روز، پرورش گوساله کن و گاو به ورز آموز.