لغت نامه دهخدا
ایسار. ( ع مص ) ( از «ی س ر» ) توانگر گردیدن و بی نیاز گشتن. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) ( تاج المصادر بیهقی ). || بآسانی زادن زن. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) ( آنندراج ).
ایسار. ( ع مص ) ( از «ی س ر» ) توانگر گردیدن و بی نیاز گشتن. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) ( تاج المصادر بیهقی ). || بآسانی زادن زن. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) ( آنندراج ).
[ ع. ] ۱ - (مص ل. ) فراخ دست شدن، توانگر گشتن. ۲ - (اِ مص. ) توانگری.
۱. توانگر شدن، بی نیاز شدن.
۲. آسان شدن.
۳. به آسانی زاییدن زن.
۱ - (مصدر ) فراخ دست شدن توانگر گشتن. ۲ - ( اسم ) توانگری.
ایسار رودی است که سرچشمهٔ آن کوه آلپ است و از آلمان و اتریش می گذرد و طول این رود ۲۹۵ کیلومتر است. این رود چهارمین رود بزرگ ایالت بایرن پس از دانوب و رود این و رود ماین است و دومین شاخهٔ مهم رود دانوب پس از رود این است.
ایسار (بورگس). ایسار ( بورگس ) ( به اسپانیایی: Isar, Burgos ) یک شهرستان در اسپانیا است.
فراخ دست شدن، توانگر گشتن.
توانگ
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مجنون چو نتواند شدن با محمل لیلی قرین باری بهل ایساربان کز دور بیند محملش
💡 پیکر بیجان وی به همراه نه فرد دیگر و هرمان گورینگ که پیش از اعدام خودکشی کرده بود به مونیخ برده شد، سوزانده شد و در نهایت خاکستر بدنشان در رود ایسار ریخته شد.
💡 چو گل از غنچه آنمحمل نشین چونروی بنماید بهل ایساربان باری که گرد محملش گردم
💡 عدل و هنر خورده بایسارش سوگند فتح و ظفر بسته بایمینش پیمان
💡 آمپر رودی است به ایسار میریزد. این رود از کشور آلمان میگذرد.
💡 ایساربان عنان شتر باز کن دمی در خواب رفته اصغر شیرین زبان هنوز