اضیق

لغت نامه دهخدا

اضیق. [ اَض ْ ی َ ] ( ع ن تف ) تنگ تر. دشوارتر. ( ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ) ( آنندراج ).
- امثال:
اضیق من النخروب.
اضیق من تسعین.
اضیق من خُرت الابرة.
اضیق من زج.
اضیق من سم الخیاط.
اضیق من ظل الرمح. ( فرائدالادب المنجد ).
اضیق من مبعج الضّب. ( یادداشت مؤلف ).

فرهنگ معین

(اَ ض ِ ) [ ع. ] (ص تف. ) تنگ تر، دشوارتر.

ویکی واژه

تنگ تر، دشوار

جمله سازی با اضیق

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 سپه نمود بتیر و بتیغ جنبش و آمد ور از چشمه سوزن زمین ماریه اضیق

💡 روحی الیک بکلها قد اجمعت اضیق السجون معاشرة الاضداد

قورساق یعنی چه؟
قورساق یعنی چه؟
کص یعنی چه؟
کص یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز