اضائه

لغت نامه دهخدا

اضائه. [ اِ ءَ ] ( ع مص ) رجوع به اضاءة شود.

فرهنگ معین

(اِ ئِ ) [ ع. اضاعة ] نک اضائت.

فرهنگ عمید

۱. روشن شدن.
۲. روشن کردن.

فرهنگ فارسی

روشن شدن. یا روشن کردن. یا انداختن کمیز را.

ویکی واژه

اضاعة نک اضائت.

جمله سازی با اضائه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 پرده زلف، حجاب دیده بیگانه باشد وتار شب، مردم راحت گزین را بهانه که نه جز خواب غفلت پیشه دارند، نه جز رستش خویش اندشه. خلاف مردان کار که شب های تار بنور طلب و فرط تعب راه پویند وچهره صبح از طره شام جویند، ان ناشئه اللیل هی اشد و طا و اقوم قیلا، آب حیات در راه ظلمات پدید آمد، شعله نخل طور در ظلمت شام دیجور چهره نمودف ارائه طریق معراج باضائه نهار محتاج نبود. سبحان الذی اسری بعبده لیلا من المسجد الحرام الی المسجد الاقصی الآیه.

فاب یعنی چه؟
فاب یعنی چه؟
استتار یعنی چه؟
استتار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز