لغت نامه دهخدا
اضائت. [ اِ ءَ ] ( ع مص ) رجوع به اضاءة شود.
اضائة. [ اِ ءَ ] ( ع مص ) رجوع به اضاءة شود.
اضائت. [ اِ ءَ ] ( ع مص ) رجوع به اضاءة شود.
اضائة. [ اِ ءَ ] ( ع مص ) رجوع به اضاءة شود.
(اِ ئَ ) [ ع. اضائة ] ۱ - (مص م. ) روشن کردن. ۲ - (مص ل. ) روشن شدن. ۳ - (اِمص. ) روشنایی.
۱ - ( مصدر ) روشن کردن روشنایی دادن. ۲ - ( مصدر ) روشن شدن. ۳ - ( اسم ) روشنایی.
اضائة
روشن کردن.
روشن شدن.
روشنایی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 قداضائت شمسنا کل الظلام مایری الخفاش ضعفا نور عین
💡 شمس را با رخ زیباش اضائت اندک بحر را با دل داناش بضاعت مزجات
💡 اضائت مه و خور نزد رای او تاریک بضاعت یم وکان پیش طبع او مزجات