شرطی شدگی
مترادفها
مشروط شدن، وابستگی
متضادها
قطعیت، بیشرطی
فرهنگستان زبان و ادب
{conditioning} [روان شناسی] فرایندی که به دریافت پاسخی معین به محرکی خاص منجر می شود
جمله سازی با شرطی شدگی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 هلن نیرینگ، کسی که در سال ۱۹۲۰ کریشنا را شناخته بود در " کتاب عشق و ترک زندگی خوب " بیان داشت که راه و روش برخورد کریشنا بواسطه یکسری امتیازات شرطی شده بود. از نظر این منتقد شرطی شدگی کریشنامورتی به دلیل حمایت و متنعمسازی وی توسط پیروانش صورت گرفت و از زمانی آغاز شد که کریشنامورتی به کشف تئوصوفیها درآمد. هلن نیرنگ همچنین میگوید او آنچنان در سطح بالایی قرار داده شده بود که حتی قادر به سامان دهی روابطی طبیعی در حوزه شخصی اش نبود. [۱۵۴]
💡 در روانشناسی کلاسیک، شرطی شدگی کلاسیک به فرآیندی گفته میشود که در آن یک محرک خنثی به یک محرک شرطی تبدیل میگردد.
💡 تجربههای تلخ دوران کودکی میتواند منجر به نوعی شرطی شدگی شود که فرد را در مواجهه با موقعیتهای مشابه دچار اضطراب شدید میکند.
💡 دانشمندان برای بررسی رفتارهای حیوانات در محیطهای جدید، از آزمایشهای مربوط به شرطی شدگی برای تحلیل واکنشهای آنها استفاده میکنند.