{sensory preconditioning} [روان شناسی] شکلی از شرطی شدگی پاولفی که در آن ابتدا دو محرک خنثی(الف و ب ) جفت می شود (pairing ) و سپس محرک نخست (الف ) با محرکی غیرشرطی جفت می شود؛ چنانچه محرک دوم (ب ) پاسخی را فراخواند، فرایند مورد نظر صورت گرفته است
جمله سازی با پیش شرطی شدگی حسی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دهها هزار نفر در ۲۶ آوریل به تظاهرات ادامه دادند، اگرچه پاشینیان از معترضان خواست تا مسدود کردن خیابانها را متوقف کنند. حزب حاکم جمهوریخواه اعلام کرد که آماده است بدون هیچ پیش شرطی با پاشینیان ملاقات کند، در حالی که پاشینیان با تأکید بر اینکه باید نخستوزیر شود، پیشنهاد مذاکره با آنها را داد.
💡 ظهور سامانههای کنترل عددی در خطوط تولید، بعدها به نوبهٔ خود، مقدمه و پیش شرطی لازم برای به خدمت گرفتن رایانه در مراحل تولید شد..