لغت نامه دهخدا
ازجان گذشته. [ اَ گ ُ ذَ ت َ / ت ِ ] ( ن مف مرکب ) آنکه برای مردن و کشته شدن آماده است:
ازجان گذشته را بمدد احتیاج نیست.
ازجان گذشته. [ اَ گ ُ ذَ ت َ / ت ِ ] ( ن مف مرکب ) آنکه برای مردن و کشته شدن آماده است:
ازجان گذشته را بمدد احتیاج نیست.
( ~. گُ ذَ تِ ) (ص مر. ) آن که برای مردن و کشته شدن آماده است.
( صفت ) آن کس آن کسی که برای کشته شدن و مردن آماده است کسی که آماد. جانبازی و فداکاری است: ( از جان گذشته را بمدد احتیاج نیست ).
آن که برای مردن و کشته شدن آماده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هر دم بناوک تو که در جان گرفته جا دل میل می کند مگر از جان گذشته است
💡 از جان گذشته صد درج هم در طرب هم در فرج میکرد اشارت آسمان کای چشم بد دور از شما
💡 از جان گذشتهایم و به جانان رسیدهایم از درد رستهایم و به درمان رسیدهایم
💡 اناالحق میزنم از جان گذشته بساط جزو و کل را در نوشته