فرهنگ معین
( آهن پاره ) (هَ. رِ ) (اِمر. ) ۱ - تکه ای از آهن. ۲ - (عا. ) هر یک از قطعات ماشین مستعمل و دور انداختنی، اتومبیل کهنه.
( آهن پاره ) (هَ. رِ ) (اِمر. ) ۱ - تکه ای از آهن. ۲ - (عا. ) هر یک از قطعات ماشین مستعمل و دور انداختنی، اتومبیل کهنه.
آهنپاره
تکهای از آهن، هر یک از قطعات ماشین یا ماشین مستعمل و دور انداختنی. بالاخره با هر زحمتی بود، آهنپارهای پیدا کردیم و سوار شدیم.
(عامیانه): هر یک از قطعات ماشین مستعمل و دور انداختنی، اتومبیل کهنه.
💡 آنکه سیم خام و زر پخته داند فضل کرد آهن پاره نداند کردن و روئین فضیل
💡 چو آهن پاره پرگار غافل نیست از مرکز شود در وجد چون صاحبدلان از یاد خدا غافل
💡 همان آهنگری با خاره میکرد همان سنگی به آهن پاره میکرد
💡 جمله خیالات جهان پیش خیال او دوان مانند آهن پارهها در جذبه آهن ربا