آهن پاره
مترادفها
تکه آهن
فرهنگ معین
( آهن پاره ) (هَ. رِ ) (اِمر. ) ۱ - تکه ای از آهن. ۲ - (عا. ) هر یک از قطعات ماشین مستعمل و دور انداختنی، اتومبیل کهنه.
ویکی واژه
آهنپاره
تکهای از آهن، هر یک از قطعات ماشین یا ماشین مستعمل و دور انداختنی. بالاخره با هر زحمتی بود، آهنپارهای پیدا کردیم و سوار شدیم.
(عامیانه): هر یک از قطعات ماشین مستعمل و دور انداختنی، اتومبیل کهنه.
جمله سازی با آهن پاره
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 آنکه سیم خام و زر پخته داند فضل کرد آهن پاره نداند کردن و روئین فضیل
💡 چو آهن پاره پرگار غافل نیست از مرکز شود در وجد چون صاحبدلان از یاد خدا غافل
💡 همان آهنگری با خاره میکرد همان سنگی به آهن پاره میکرد
💡 جمله خیالات جهان پیش خیال او دوان مانند آهن پارهها در جذبه آهن ربا
💡 در میان انبوه ضایعات صنعتی که در انبار قدیمی قرار داشت، یک قطعه آهن پاره بسیار بزرگ و سنگین که به نظر میرسید ارزشمند باشد، پیدا شد.
💡 فرآیند بازیافت آهن پاره یکی از مراحل حیاتی در صنایع فلزات است که به حفظ منابع طبیعی و کاهش هزینههای تولید کمک شایانی میکند.
💡 کارگران کارخانه با دقت بسیار زیادی مشغول جداسازی قطعات فلزی و آهن پاره از سایر مواد زائد بودند تا آماده فروش به کارخانههای ذوب شوند.