سینه پوش

لغت نامه دهخدا

سینه پوش. [ ن َ / ن ِ ] ( نف مرکب، اِ مرکب ) پوشنده ٔسینه. آنچه سینه را پوشاند. رجوع به سینه بند شود.

فرهنگ فارسی

پوشند. سینه. آنچه سینه را پوشاند.

فرهنگستان زبان و ادب

{chest guard, chest protector} [ورزش] پوششی که سینۀ کمان گیر را، در سوی نزدیک تر به کمان، می پوشاند تا از آسیب احتمالی جلوگیری کند

ویکی واژه

پوشنده‌ی سینه. آنچه سینه را پوشاند. سینه‌بند
پوشنده سینه. آنچه سینه را پوشاند. سینه‌بند

جمله سازی با سینه پوش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 و لوله در سینه و لبها خموش واقف از احوال دلش سینه پوش

💡 چون زخم سینه پوشیده دارم؟! سازد چو ظاهر چاک گریبان

💡 جوهر آیینه من چون زره زیر قباست در صفای سینه پوشیده است بس جوهر مرا

💡 عجب سرّی‌ست مردان را درونِ سینه پوشیده نه با کس گفته‌اند ایشان نه زایشان کس نیوشیده

💡 ز من چون لاله چاک سینه پوشیدن نمی آید نمی گویی که داغ عشق را تا کی نهان دارم؟

💡 در برخی فرهنگ‌های سنتی، پوشیدن لباس‌های سینه پوش و محترمانه، نشانه‌ای از وقار، حیا و رعایت اصول اخلاقی در میان مردم بود.

💡 طراحی لباس‌های سینه پوش در مجموعه‌های مد سنتی، با هدف حفظ پوشش کامل و رعایت زیبایی، مورد توجه بسیاری از طراحان است.

💡 او با پوشیدن یک پیراهن سینه پوش و بلند، سعی کرد تا در آن مراسم رسمی، ظاهر خود را بسیار رسمی تنظیم کند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران