سیم زده
مترادفها
مو سپید، مو نقرهای
فرهنگ معین
(مِ زَ دِ ) (ص. ) نقرة خالص.
ویکی واژه
نقرة خال
جمله سازی با سیم زده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 جائی که خطر ندارد آنجا نه سیم زده نه زر کانی
💡 سپید سیم زده بود و در و مرجان بود ستارهٔ سحری بود و قطره باران بود
💡 لاف با لطف بناگوش تو چون سیم زده ست زر پی عذر چرا حلقه شد و گوش گرفت
💡 بادیه بحر و بر آن بحر، چو باران ز حباب قبهٔ سیم زده حله و احیا بینند
💡 این انگشتر زیبا با طراحی بسیار ظریف و نقوش سیم زده، یکی از گرانترین و ارزشمندترین قطعات مجموعه جواهرات این هنرمند است.
💡 در صنایع دستی سنتی، استفاده از روشهای سیم زده برای تزیین ظروف فلزی، هنر و مهارت بسیار بالایی از هنرمند میطلبد.
💡 او تصمیم گرفت برای هدیه دادن به همسرش، یک گردنبند سیم زده با طرحهای گل و برگ سفارش دهد تا بسیار خاص باشد.