سه اسبه. [ س ِ اَ ب َ / ب ِ ] ( ص نسبی مرکب ) کنایه از تعجیل و شتاب. و کسی که در کارها تعجیل و شتاب کند و سبب آن آن است که چون شخصی خواهد که بتعجیل و زود بجایی رود سه اسب همراه میبرد تا هر کدام که مانده شوددیگری را سوار شود. ( برهان ) ( از فرهنگ رشیدی ) ( آنندراج ). کنایه از حمال زود رونده. ( غیاث ):
بگوش جان تو ناگه حدیث آن نرسید
سه اسبه جامه تو تاختن بر آن آورد.کمال الدین اسماعیل ( از شرفنامه ).
(س. اَ بِ ) (ق مر. ) شتابان، تند.
به تعجیل به شتاب.
کسی که در کارها تعجیل و شتاب کند و سبب آن آنستکه چون شخصی خواهد که بتعجیل و زود بجایی رود سه اسب همراه میبرد تا هر کدام که مانده شود دیگرایرا سوار شود
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سه اسبه لشکر غم بر سرم همی تازد گرم تو دست نگیری چگونه دارم پای؟
💡 اگر چه رفت بظاهر سه اسبه همچو قلم بسر برید همی راه بارگاه ازل
💡 با باغ مژده رسانید دوش پیک سحر که می رسد دو سه اسبه سپاه فصل بهار
💡 سه اسبه لقمه چابک عنان چست رکاب ز کاسه تا بدهن منزلی شمارد دور
💡 بگوش جود تو ناگه حدیث آن برسید سه اسبه خامۀ تو تاختن بکان آورد