لغت نامه دهخدا
سنگینه. [ س َ ن َ / ن ِ ] ( ص نسبی ) از سنگ ساخته شده. سنگین:
رزبان آمد با حمیت و با کینه
خونشان افکند اندر خم سنگینه.منوچهری.
سنگینه. [ س َ ن َ / ن ِ ] ( ص نسبی ) از سنگ ساخته شده. سنگین:
رزبان آمد با حمیت و با کینه
خونشان افکند اندر خم سنگینه.منوچهری.
از سنگ ساخته شده سنگین
{stoneware} [سرامیک] سرامیک افزاری (ceramic ware ) متراکم یا نیمه متراکم، عموماً رنگی به ویژه خاکستری و قهوه ای متـ. داشخال
سَنگینه ( انگلیسی: Stoneware ) یا داشخال، با نام تجاری چینی سنگی به سرامیک افزاری متراکم یا نیمه متراکم گفته می شود که عموماً رنگی و به ویژه خاکستری و قهوه ای باشد.
سنگینه ها، سفالینه های لعابدار سخت دارای فلدسپار و سیلیکا هستند.
به عبارتی دیگر، سنگینه قطعه ای است لعابدار یا بدون لعاب که قسمت اعظم آن از مواد دیرگداز تهیه شده و تا نیمه شیشه ای شدن ( درجه بحرانی ) گرما دیده و در درجات ۱۲۰۰ تا ۱۳۰۰ در مسیر حرارت قرار گرفته است. سنگینه ها عموماً شفافیتی ندارند و کاملاً مات هستند ولی از استحکام عالی برخوردار هستند.
سنگینهٔ شیمیایی به سرامیکی شیشه ای شده گفته می شود که در صنایع شیمیایی و به ویژه آنجا که مقاومت در برابر حملهٔ شیمیایی مدنظر است کاربرد دارد.
سرامیکافزاری (ceramic ware) متراکم یا نیمهمتراکم، عموماً رنگی بهویژه خاکستری و قهوهای
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مگر مومین شد آن رویینه پشتم مگر پشمین شد آن سنگینه مشتم
💡 چو سنگینه دلم چه آهنینم که گیتی را همی بی او ببینم
💡 رزبان آمد، با حمیت و با کینه خونشان افکند اندر خم سنگینه
💡 هر چَنْ تو آقا بویی، سنگینه گوشهْ نهل بنده ره تَشْ دَکْفهْ بَکُوشهْ
💡 منم سنگینه دل در مهربانی وفا در وی چو نقش جاودانی