سمبولیک

مترادف‌ها

نمادین، نمادگونه

متضادها

عینی، واقعی، مادی

فرهنگ معین

( ~. ) [ فر. ] (ص. ) چیزی که دارای ارزش و کارایی خاص خود نیست و نشانه و مظهر چیز دیگری است، رمزی، نمادین (فره ).

ویکی واژه

چیزی که دارای ارزش و کارایی خاص خود نیست و نشانه و مظهر چیز دیگری است، رمزی، نمادین (فره)

جمله سازی با سمبولیک

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 تمام کارهایی که در زندگی انجام می‌شود یا حتی انسان‌های پیرامون، می‌توانند به صورت انتزاعی و سمبولیک باشند. به‌طور نمونه: کدام یک مثبت و کدام یک منفی است؟ احتمالاً برنامه‌هایی وجود دارد که هم مثبت هستند و هم منفی. این باعث می‌شود تا ذهن مدام بپرسد: چگونه می‌توانم مثبت را در زندگی‌ام افزایش دهم؟ اینگونه شخص زندگی خود را انتزاعی کرده و در نتیجه خلاقیت مغز را به کار انداخته‌است.

💡 تجربه ملک عبدالله دوم، پادشاه اردن، یعنی حضور او در دیرفیلد از سال ۱۹۷۷ تا ۱۹۸۰ الهام‌بخش تأسیس آکادمی کینگز است. اگرچه آکادمی کینگز و دیرفیلد از لحاظ فنی با هم ارتباطی ندارند، با این حال روابط غیر رسمی سمبولیکی بین این دو نهاد وجود دارد که از طریق ساختار اداری و اجرایی آکادمی کینگز رو به گسترش است. دکتر اریک ویدمر که به مدت ۱۲ سال به عنوان مدیر دیرفیلد فعالیت می‌کرده‌است، در تابستان ۲۰۰۶ مدیر بانی و مؤسس آکادمی کینگز نامیده شد. ملک عبدالله دوم به عنوان رئیس افتخاری این نهاد آموزشی عالی در راس کار است و عضو هیئت امنا آن محسوب می‌شود.

💡 قرار دادن یک گل قرمز در مراسم یادبود، رفتاری کاملاً سمبولیک برای نشان دادن عشق و احترام عمیق به فردی که از دنیا رفته است.

💡 در این فیلم سینمایی، استفاده از رنگ‌های تیره و سایه‌های بلند، یک حرکت سمبولیک برای نشان دادن تنهایی و ناامیدی شخصیت اصلی داستان است.

💡 امضای قرارداد در حضور شاهدان، یک اقدام سمبولیک برای تأکید بر اهمیت و تعهد طرفین به مفاد نوشته شده در آن سند می‌باشد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران