سفت گر
لغت نامه دهخدا
سفت گر. [ س ُ گ َ ] ( ص مرکب ) ( از: سفت «سفتن » + گر، پسوند شغل و مبالغه ). ( از حاشیه برهان قاطع چ معین ). شخصی را گویند که مروارید و مرجان و امثال سوراخ میکند. ( برهان ) ( انجمن آرای ناصری ).
فرهنگ معین
(سُ. گَ ) (ص. ) کسی که مروارید و مرجان و مانند آن ها را سوراخ کند.
فرهنگ عمید
کسی که مروارید و لعل و مرجان و مانند آن ها را سوراخ می کند.
فرهنگ فارسی
( صفت ) کسی که مروارید و مرجان و مانند آن را سوراخ کند.
ویکی واژه
کسی که مروارید و مرجان و مانند آنها را سوراخ کند.
جمله سازی با سفت گر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ز سر مژگانش، در یاس می سفت گرفته مار زلف یار و می گفت
💡 به گمان یوسفیت گم شده بود یوسفت گرگ شد گمان برگیر