گرگن

لغت نامه دهخدا

گرگن. [ گ َ گ ِ ] ( ص مرکب ) مخفف گرگین. شخصی را گویند که صاحب گر باشد، یعنی علت جرب داشته باشد چه گن به معنی صاحب هم آمده است. ( برهان ) ( آنندراج ). اَجرَب. ( لغت نامه حریری ). جرباء. ( بحر الجواهر ):
گر نخواهی رنج گر از گرگنان پرهیز کن
جهل گر است ای پسر پرهیز کن زین زشتگر.ناصرخسرو.رجوع به گرگین شود.
گرگن. [ گ ُ گ ُ ] ( اِ ) دلمل باشد و آن غله ای است که هنوز خوب نرسیده و گاهی در آتش بریان کنندو خورند. ( برهان ) ( آنندراج ). رجوع به کَرکَن شود.
گرگن. [ گ ُ گ ُ ] ( اِ ) ضابطه ولایت را گویند. ( جهانگیری ). || ( اِخ ) نام پهلوانی بود که افراسیاب به یاری پیران برای جنگ طوس و رستم فرستاد. ( جهانگیری ).

فرهنگ معین

(گُ گُ ) (اِ. ) غله ای که هنوز خوب نرسیده باشد، و آن را گاه در آتش بریان کنند و خورند.

فرهنگ فارسی

پسر میلاد پهلوانی است ایرانی. میلاد بقول نولد که محرف مهرداد ( نام پادشاه اشکانی ) است. در داستان جنگ بیژن با گرازان کسیکه مایه رنج بیژن و افکندن او در بند تورانیان شد گرگین میلاد بود. وی از جانب پادشاه ایران حکمران خوارزم گشت و شهری بنام خود ساخت که گرگان نامیده شد: [ به طوس و به گودرز گشوادگان به گیو و به گرگین از آزادگان. ] ( فردوسی )
( اسم ) غله ای که هنوز خوب نرسیده باشد و آنرا گاه در آتش بریان کنند و خورند دلمل.

ویکی واژه

غله‌ای که هنوز خوب نرسیده باشد، و آن را گاه در آتش بریان کنند و خورند.

جمله سازی با گرگن

💡 یک دو رطل گران به حافظ ده گرگناه است و گر ثواب بیار

💡 سگ و گرگند اعونانِ ایشان کلاغانند شاگردانِ اعوان

💡 بزرگان آن بوم و ویران همه هواخواه گرگند و یار رمه

💡 زین طایفه امن آدمی ممکن نیست اینها همه گرگند شبانی باید

💡 وگرگنند گذر چون به داغ او نگرند ز چشم چشمه‌ کنند و ز موی جسم‌ گیا

💡 خود همین اعراض محض است از خدا گرگنی برلفظ یا هو اکتفا

اسرع وقت یعنی چه؟
اسرع وقت یعنی چه؟
بی عرزه یعنی چه؟
بی عرزه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز