فرهنگ معین
( سرسام آور ) ( ~. وَ ) (ص فا. ) آن چه که موجب سرسام شود.
( سرسام آور ) ( ~. وَ ) (ص فا. ) آن چه که موجب سرسام شود.
( سرسام آور ) آنچه سبب سرسام شود، سرسام آورنده.
( سرسام آور ) ( صفت ) ۱ - آنچه که موجب سر سام شود. ۲ - آنچه که موجب تصدیع و دردسر گردد: سر و صدای سرسام آور.
آن چه که موجب سرسام شود.
💡 نراقی در انتخابات دوره سیزدهم مجلس نیز که انتخاباتش در ماههای پایانی سلطنت رضا شاه برگزار شد، به نمایندگی کاشان به مجلس رفت. در این دوره از ۳۱ اردیبهشت ۱۳۲۱ مجلس او را به عنوان یکی از دو نماینده خود در هیئت نظارت بر بانک ملی و چاپ اسکناس انتخاب کرد. دوضعیت مالی ایران بحرانی بود و به سبب شرایط جنگی در جهان و حضور نیروهای بیگانه در کشور، دولت پی در پی اسکناس چاپ میکرد تا نیاز متفقین به نقدینگی را رفع کند. این روند و همچنین گرانی به تورم سرسام آوری انجامیده و ارزش پول ملی بشدت افت کرده بود.
💡 گرچه آرد مرد بسیاری بدایع در سخن هر چه آرد در بر فضل تو سرسام آورد