سردمدار. [ س َ دَ ] ( نف مرکب، اِ مرکب ) پاتوغدار. ( یادداشت مؤلف ). || رئیس و پیشوای مردم. ( یادداشت مؤلف ). || پلیس سرگذر. ( یادداشت مؤلف ). || نوعی دشنام که پدران و مادران به پسران ناخلف دهند. ( یادداشت مؤلف ). سخت رذل و پست. ( یادداشت مؤلف ).
(سَ دَ ) (ص فا. ) سردسته، رییس.
۱. صاحب سردم.
۲. [قدیمی] صاحب خانقاه.
۳. [قدیمی] پاتوق دار.
پاتوغدار یا رئیس و پیشوای مردم یا پلیس سر گذر سخت رزل و پست.
سردسته، رییس.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 وی دانشآموختهٔ رشتهٔ فلسفه و روانشناسی در دانشگاه یاگیلونیا در کراکوف بود. آدام زاگایووسکی یکی از شناختهترین شاعران معاصر لهستان و از سردمداران شعر موج نو در این کشور بهشمار میرود.
💡 رفتار بد سردمداران اموی با بربرها سبب شد تا شورشهای بسیاری ضد حکومت بنی امیه در شمال آفریقا روی دهد که از مهمترین آنها میتوان به شورش علیه عقبة بن نافع در خلال سالهای ۶۶۱ تا ۶۶۳، قیام کسیله بن لمزم در سال ۶۸۸ و شورش میسرة خارجی که در سال ۷۲۸ میلادی رهبری گروهی از بربرهای طنجه را بر عهده گرفته بود، اشاره کرد.
💡 چین با وجود ایدئولوژی کمونیستی برگرفته از مارکس و نظریههای اصلاح شده مائو در باب کمونیسم یکی از دشمنان نیرومند ایالات متحده سردمدار کشورهای کاپیتالیست است؛ گرچه در عرصه روابط دیپلماتیک تغییراتی مثبتی در سیاست خارجی در پیش گرفته اما هنوز هم تا حد زیادی رویکرد خصمانه خود را نسبت به غرب و ایالات متحده حفظ کرده است.
💡 او از سردمداران فری جز در دهه ۱۹۶۰ بود و میتوان سبک پرهیاهوی تکنوازیهای او را متأثر از موسیقی کلیسایی دانست. او در کنار رهبری گروه خود با دیگر موسیقیدانان جز از جمله دان چری همکاری داشت.
💡 در نوجوانیاش در همان سن ۱۱ سالگی شعر سرود تا اینکه شاعری بزرگ و توانا شد و به دلیل اینکه «ابوذیه» (یکی از قالبهای شعر عربی) را بهگونهای خاص و زیبا میسرود، سردمدار ابوذیه نامیده و شهرت یافت.
💡 همواره انتقادات بسیار تندی به میرزای اصفهانی وجود داشتهاست که در سالهای اخیر عمدتاً از سوی هواداران عرفان ابن عربی سردمداری میشود. از جمله آنها میتوان به انتقادات استاد سید جلال الدین آشتیانی و شاگردانش و همچنین استاد سید محمد حسین طهرانی و شاگردش محمد حسن وکیلی اشاره کرد.