سرتیر

مترادف‌ها

آستانه، تیر سقف

لغت نامه دهخدا

سرتیر.[ س َ ] ( اِ مرکب ) حکیم و فاضل و دانشمند. ( برهان ). مرد بزرگ و فاضل. ( جهانگیری ). بزرگ و حکیم و فاضل و دانشمند. ( آنندراج ). || کنایه از مسافت یک پرتاب تیر. ( آنندراج ). || هر یک از تخته هایی که زیر تیر سقف گذارند. || قسمتی از تیر که از ساختمان بیرون ماند. ( فرهنگ فارسی معین ).

فرهنگ معین

(سَ ) (ق مر. ) تند، سریع.

فرهنگ فارسی

۱ - هر یک از تخته هایی که زیر تیر سقف گذارند. ۲ - قسمی از تیر که از ساختمان بیرون ماند.

فرهنگستان زبان و ادب

{arrowhead, head} [ورزش] ← پیکان

ویکی واژه

تند، سری

جمله سازی با سرتیر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 سوی شست تابد بفرمان تو سرتیر پرتابی از نیمه راه

💡 عرفی نه ارث و کسب و نه زرق و نه حرص و آز را هم بشعر خیره سرتیره چهر داد

💡 دهان ها پر از ویله و سینه چاک به جای کله بر سرتیره خاک

💡 که من مغز او زان سرتیرگون به نیروی یزدان برآرم برون

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران