کلمهی «سر به نیست» در فارسی به معنای نابود شدن، از میان رفتن یا بیاثر و ناپدید شدن کامل است. این عبارت کنایهای است و معمولاً زمانی به کار میرود که چیزی یا کسی بدون برجا گذاشتن نشانی از بین برود. «سر» در این ترکیب اشاره به اصل و ریشه دارد و «نیست» به معنای عدم و نابودی است؛ بنابراین «سر به نیست شدن» بیانگر حذف شدن از پایه و اساس است. در متون ادبی، این واژه اغلب برای نشان دادن محو شدن، نابودی یا پایان تلخ یک وضعیت به کار میرود و بار معنایی آن معمولاً سنگین است و شدت نابودی را بیش از واژههایی مثل «گم شدن» یا «از بین رفتن» منتقل میکند. در گفتار روزمره نیز گاه به صورت مبالغهآمیز برای اشاره به ناپدیدشدن ناگهانی یا غیرمنتظره استفاده میشود که میتواند حس فقدان یا نابودی کامل را در ذهن شنونده ایجاد کند. در برخی کاربردها، «سر به نیست کردن» به معنای از بین بردن عمدی چیزی نیز بهکار میرود. از نظر معنایی، این واژه با اصطلاحاتی مانند نابود شدن، محو شدن و اثری بر جا نگذاشتن نزدیکی دارد و در مجموع مفهومی از عدم کامل و پایان بدون بازگشت را القا میکند.
سر به نیست
فرهنگ معین
( ~. بِ ) (ص مر. ) (عا. ) نابود، معدوم.
فرهنگ عمید
نابود، معدوم.
* سربه نیست شدن: (مصدر لازم ) [عامیانه، مجاز] معدوم شدن.
* سربه نیست کردن: (مصدر متعدی ) [عامیانه، مجاز] معدوم ساختن، نابود کردن.
فرهنگ فارسی
( صفت ) معدوم نابود. یا سربه نیست شدن. معدوم شدن. یا سر به نیست کردن. معدوم کردن.
ویکی واژه
(عا.)
نابود، معدوم.
جمله سازی با سر به نیست
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 امید هست اینکه بیابیم هر چه نیست اکنون که سر به نیست برآورده هست ما
💡 آقای گام که پیرمردی کثیف و تنبل است، برای فرار از ضربههای ماهیتابه پری ساکن در وان حمام (که نسبت به باغچه حساس است)، سعی میکند جیک سگه که باغش را خراب میکند سر به نیست کند ولی نیروهای نیکی به او این اجازه را نمیدهند.