سد رأی
مترادفها
آستانه رأی، حد نصاب رأی
فرهنگستان زبان و ادب
سد رأی
{filibuster} [علوم سیاسی و روابط بین الملل] روشی که اقلیت مجلس، معمولاً با ایراد سخنرانی های طولانی، برای ممانعت از رأی گیری به کار می بندد
ویکی واژه
روشی که اقلیت مجلس، معمولاً با ایراد سخنرانیهای طولانی، برای ممانعت از رأیگیری به کار میبندد.
جمله سازی با سد رأی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 کامروا خسروا از حسد رأی تو مهره مهر ستم گونه اصفر گرفت
💡 در برخی سیستمهای انتخاباتی، تعیین یک سد رأی بالا میتواند مانع از ورود احزاب کوچک و پراکنده به پارلمان و ایجاد تفرقه در مجلس شود.
💡 تحلیلگران سیاسی معتقدند که تغییر در میزان سد رأی میتواند تأثیر مستقیمی بر نتایج انتخابات و ترکیب قدرت در دولتهای آینده داشته باشد.
💡 برای تضمین پایداری دولتها، بسیاری از کشورها از سد رأی مشخصی استفاده میکنند تا از تشکیل دولتهای ائتلافی بسیار ضعیف و بیثبات جلوگیری شود.