رأی مخدوش

مترادف‌ها

رأی باطل، رأی ناقص

متضادها

صحیح، سالم، بی‌عیب

فرهنگستان زبان و ادب

رأی مخدوش
{spoiled ballot, spoilt vote} [علوم سیاسی و روابط بین الملل] برگۀ رأیی که برخلاف ضوابط یا به شکلی نادرست در صندوق انداخته باشند و قابل شمارش نباشد

ویکی واژه

برگۀ رأیی که برخلاف ضوابط یا به شکلی نادرست در صندوق انداخته باشند و قابل شمارش نباشد.

جمله سازی با رأی مخدوش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 رأی مخدوش به رأیی گفته می‌شود که به هر علتی خلاف ضوابط انتخابات شناخته می‌شود و شمارش نخواهد شد.

💡 ریختن رأی مخدوش در صندوق رأی لزوماً از روی ناآگاهی رأی‌دهنده نیست، بلکه می‌تواند با قصد قبلی و برای نمونه جهت نمایش اینکه فرد هیچ یک از نامزدان را به عنوان نمایندهٔ خودش قبول ندارد به کار رود.

💡 وکیل مدافع در پرونده مورد نظر جستجو کرد تا ثابت کند که قاضی بر اساس یک رأی مخدوش و ناشی از اطلاعات غلط حکم صادر کرده است.

💡 هر زمانی که در دادگاه‌ها شاهد ارائه شواهد جعلی باشیم، احتمال صدور یک رأی مخدوش که عدالت را به خطر می‌اندازد، به شدت افزایش پیدا می‌کند.

💡 تیم حقوقی سازمان تلاش می‌کند تا با بررسی دقیق مدارک، از تکرار هرگونه رأی مخدوش که بر حقوق شهروندان تأثیر منفی می‌گذارد، جلوگیری نماید.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران