لغت نامه دهخدا
زمختی. [ زَ م ُ / زُ م ُ ] ( حامص ) عفوصت. درشتی. سختی. گرفتگی. ( ناظم الاطباء ). گسی. عفوصت. خشونت. ناتراشیدگی. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ). رجوع به زمخت شود.
زمختی. [ زَ م ُ / زُ م ُ ] ( حامص ) عفوصت. درشتی. سختی. گرفتگی. ( ناظم الاطباء ). گسی. عفوصت. خشونت. ناتراشیدگی. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ). رجوع به زمخت شود.
گسی خشونت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شد لبالب دگر از حوصله پیمانۀ ما دزد خواهد به زمختی ببرد خانۀ ما