زمختی

لغت نامه دهخدا

زمختی. [ زَ م ُ / زُ م ُ ] ( حامص ) عفوصت. درشتی. سختی. گرفتگی. ( ناظم الاطباء ). گسی. عفوصت. خشونت. ناتراشیدگی. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ). رجوع به زمخت شود.

فرهنگ فارسی

گسی خشونت

جمله سازی با زمختی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 شد لبالب دگر از حوصله پیمانۀ ما دزد خواهد به زمختی ببرد خانۀ ما

رفیق یعنی چه؟
رفیق یعنی چه؟
کونی یعنی چه؟
کونی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز