رویانیدن

مترادف‌ها

پروراندن، رشد دادن

متضادها

خشکیدن، از بین رفتن

لغت نامه دهخدا

رویانیدن. [ دَ ] ( مص ) روییدن کنانیدن. سبب روییدن شدن.( ناظم الاطباء ). نمو دادن تخم یا دانه کاشته شده و مانند آن. رشد دادن. ( فرهنگ فارسی معین ):
کشت امید چون نرویاند
گریه کو فتح باب هر ظفر است.خاقانی.|| پیدا نمودن. || برانگیختن و تحریک نمودن. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ معین

(دَ ) (مص م. ) رشد دادن.

فرهنگ فارسی

روییدن. کنایندن. سبب روییدن شدن

ویکی واژه

رشد دادن.

جمله سازی با رویانیدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 با رسیدن فصل بهار و بارش شدن قطرات باران، جوانه‌های سبز تازه از دل خاک بیرون آمده و شروع به رویانیدن در دشت‌های وسیع و سرسبز می‌کنند.

💡 آبیاری منظم و مراقبت‌های دقیق کشاورزان باعث شده است که بذرها به سرعت در زمین‌های زیر کشت شروع به رویانیدن کرده و به گیاهان بالغ تبدیل شوند.

💡 در داستان‌های تخیلی، گاهی اوقات بذرهای جادویی پس از لمس شدن توسط قهرمان داستان، با سرعتی باورنکردنی شروع به رویانیدن و تبدیل شدن به درختان عظیم می‌کنند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران