منکفت

لغت نامه دهخدا

منکفت. [ م ُ ک َ ف ِ ] ( ع ص ) برگردیده و از خود برگشته. || ترنجیده. || مردم گردآمده. || اسب لاغر. ( ناظم الاطباء ) ( از فرهنگ جانسون ). به همه معانی رجوع به انکفات شود.
منکفة. [ م ُ ن َک ْ ک ِ ف َ ] ( ع ص ) نعت است از تنکیف. منکف. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). رجوع به منکف و تنکیف شود.

هورنی یعنی چه؟
هورنی یعنی چه؟
کون کردن یعنی چه؟
کون کردن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز