روان‌رو

مترادف‌ها

سلیس، روان

متضادها

کند، دشوار، لکنت‌دار

فرهنگستان زبان و ادب

{run-on} [کشاورزی-زراعت و اصلاح نباتات] ویژگی آبی که از بالادست به منطقه ای وارد می شود و به صورت افقی روی سطح خاک جریان می یابد

ویکی واژه

ویژگی آبی که از بالادست به منطقه‌ای وارد می‌شود و به‌صورت افقی روی سطح خاک جریان می‌یابد.

جمله سازی با روان‌رو

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 یکی راهِ نزدیکترِ چاپاری در امتداد کویر که از سبزوار می‌گذشت، دیگری راهِ نزدیکتر کاروان‌رو که دشت جوین و آبادیهای آن، ازجمله آزادوار، در مسیر آن بوداز منابع کهن و نیز مطالعات جدید برمی‌آید که راه دوم باید همان راه ابریشم باشد که از آزادوار نیز می‌گذشته‌است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران